تبليغاتX
عاشق خدا


عاشق خدا

عاشق خدا باش تا با تمام وجود عشقش را نثارت کند

سلام به همه ی شما خوبان.
امیدوارم که حال جسم و روحتان خوب خوب باشه.

راستی الان دوست خوبم ناهید جون روز خاطره ها رو بهم تبریک گفت...

امیدوارم که زندگیتون سرشار از خاطرات دلپذیر باشه ...

چه خوبه واسه هم با رفتارمون همیشه یه خاطره ی خوب به جا بزاریم ... چون حتی اگه ما نباشیم خاطرمان هست ...

دوستان عزیز از این همه توجه و نظرهای بسیار زیبایتان سپاس.
خواهش میکنم دیر پاسخ دادنم را عفو کرده و بدانید که حتی در اندک زمان فراغتم جوابگویتان بوده ام و هستم.
اما ازتون میخوام که یه کم به من زمان بدین تا هم امتحاناتم را بدم و هم اگه تونستم دوباره توان کم شده ی هدهد را با کمک خدای مهربونم  احیا کنم و  در خدمت شما عزیزانی که همیشه همراهم بودین باشم.
خیلی برام دعا کنین.

همتون برام قابل احترام و سرنوشتتون برام بسیار مهمه
چون واقعا باارزش و محترم هستین
ای خدای مهربون بازم خودم و دوستان عزیزم که عاشقت هستند را به تو می سپارم پس بهترین هارو برامون هدیه بفرست و آنانی را که بدخواهند از ما دور بگردان .
آمین .
بدرورد تا توانی دیگر.
یا حق.

نوشته شده در دوشنبه 1388/10/14ساعت 13:26 توسط هُدهُد

سلسله جنبان عشق تقديم به پيشگاه مقدس و آسماني* سيد و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام*

سيد و سالار شهيدان عشق
اي ز ازل تا به ابد آن عشق
شعشعه ي ذات خداي حكيم
سرخ ترين چهره ي تابان عشق
آن سر تابنده تر از آفتاب
بر سر ني قاري قرآن عشق
سلسله را شور جنون پا گرفت
از نگهت سلسله جنبان عشق
اي كه زده آتش شوقي دگر
نام خدايي تو برجان عشق
كشور دل زير وزبر مي شود
از كرمت حاكم و سلطان عشق
شعله به آفاق زند نام تو
لاله ي خونين رخ بستان عشق
حنجر بيداري فريادها
غيرت سرخ غزلستان عشق
جاري درياي خداباوري
خون خدا اي شه عطشان عشق
از ازل اي مست شراب طهور *
ساقي ميخانه ي مستان عشق
جان به فداي تو كه قربان شده
هستي تو بر سر پيمان عشق
سرور لب تشنه ي آزادگان
نور هدي شمع شبستان عشق
كربُبلاي تو بود شاه دين
حلقه ي وصل حرمستان عشق
اي همه اسلام زتو منجلي
نور خدا ، شوكت عرفان عشق
دست به دامان توام يا حسين
خسرو دين شاه شهيدان عشق
«خون خدا» كربُبلاي تو شد
قبله ي دلها هنرستان عشق
چشم طمع بر كرمت دوختم
شافع محشر شه احسان عشق

* اشاره به آيه ي 21 سوره ي مباركه ي دهر ( انسان )

سروده ي محمدرضا كوزه گر كالجي

 

نوشته شده در جمعه 1388/10/04ساعت 14:26 توسط هُدهُد


سلام آقا حسین جانم ...

آقا از شرمندگی زیاد دلم گرفته ...

دلم گرفته از این که هر سال محرم اومدم تو مراسم عزاداریت و اشک ریختم اما بزرگی و پایداری شما رو در برابر سختیها درک نکردم ...
آره آقا جون درک نکردم که شماها عاشق خدا بودین و صحنه های عاشورا نهایت عشق و دلدادگی شما و زینب کبری و عباس علمدار
بود ...
من باید واسه خودم و این همه بی خبری و غفلتم گریه کنم ....
یا حسین جان ...یا زینب جان ...ای تجلی گران خالق خوبیها
به حرمت عشقتون ...
واسم از خدا بخواین که اندکی از طعم عشقشو به این شرمنده ترین بنده  ...به این سر تا پا گناه ترین بنده...به این بنده ی تشنه لب نه از آب بلکه از معرفت بچشونه...........

عزیزان پاک و عاشقان حسین و یارانش :
این روزا هر جا که از اشکتون به فرمان دلتون جاری شد و همه رو یاد کردین ... این دوست کوچکتون رو هم فراموش نکنین.

یا حسین

نوشته شده در جمعه 1388/10/04ساعت 14:24 توسط هُدهُد




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت